رفتار جانبازان ایرانی دختر اتریشی را مسلمان کرد

نویسنده محمد هاشم نعمت الهی در شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

رفتار جانبازان ایرانی دختر اتریشی را مسلمان کرد

جانبازان ایرانی که برای معالجه به اتریش آمده بودند از روحیه بسیار شادی برخوردار بودند و با ما بچه ها شوخی می کردند. رفتار آن ها به گونه ای بود که تأثیر عمیقی بر ما می گذاشت.

به گزارش سرویس زنان جهان؛ زنان تازه مسلمان  جذابیتهایی را که در دین اسلام و خاصه مکتب شیعه وجود دارد به عنوان عامل اصلی تغییر زندگیشان می دانند.

کلارا لانتسل (زینب لانتسل) زن تازه مسلمان اتریشی در این باره اظهار داشت:مذهب تشیّع جاذبه های بسیاری دارد، ولی شاید بتوانم در این میان، به دو محور اصلی که برای شخصِ من، بسیار زیبا و دوست داشتنی و مهم بوده اند، اشاره نمایم: یکی از این جاذبه ها، که در خاطرات دوران کودکی من نیز ریشه دارد، حضور با برکت جان بازان شیعه ای بود که برای معالجه به اتریش می آمدند و بنا به مناسبت هایی، ما می توانستیم در ارتباط نزدیک با ایشان قرار بگیریم و جاذبه های روحی و رفتاری ایشان را درک نماییم.

بعضی از جانبازان در طول جنگ، با وجود اینکه خیلی هاشان نه دست داشتند و نه پا و صورت هایشان به خاطر گازهای شیمیایی غیرقابل تشخیص بودند، ولی از روحیه بسیار شادی برخوردار بودند و با ما بچه ها شوخی می کردند.

رفتار آن ها به گونه ای بود که تأثیر عمیقی بر ما می گذاشت. به طور کلی، همیشه ابعاد عاطفی و مهرآمیز یک دین یا آیین جاذبه زیادی برای معطوف نمودن دل ها به سوی خود دارا هستند. حال اگر این عواطف در رفتار و شخصیت پیروان یک آیین مجسّم شوند، می توانند بهترین زمینه را برای جذب افراد به سوی آن آیین فراهم نمایند.

لانتسل وجود شریعت محکم را در این آیین عامل انتخاب تشیع دانسته و در گفتگو با بانوان شیعه گفت: نکته دیگری که در آیین تشیع برای شخص من جالب بود، وجود شریعت محکم در این آیین است. مراد من از «شریعت» همان دستورالعمل های ظاهری این مذهب است که برای همه عرصه های عمل مکلّفان، احکامی را پیش بینی کرده است.

وی با اشاره به آن چه به عنوان دین مسیحیت در حال حاضر وجود دارد گفت:به نظر من، یکی از دلایلی که موجب شده است دین مسیحیت برای مردم و جوانان جذّابیت های خود را از دست بدهد، این است که از ستون فقرات محکمی برخوردار نیست؛ زیرا احکام آن چارچوب خاصی ندارند و هر کس مطالب آن را به گونه ای تفسیر می کند. برای مثال، از روزه ای که در مسیحیت وجود دارد، تعریف های مختلفی در دست است، بعضی آن را به صورتی سخت تر از روزه های اسلام مطرح می کنند، و بعضی می گویند: برای تحقق روزه، فقط نباید گوشت خورد یا فقط نباید شیرینی خورد و امثال این مطالب. نماز هم در مسیحیت اختیاری است و مراسم روز یکشنبه هم اجباری نیست.

لانتسل در ادامه اظهار داشت:به نظر من، وقتی انسان می خواهد به هدف والایی برسد، باید تلاش بیشتری بکند و دستورالعمل های بیشتری انجام دهد. همان گونه که یک ورزش کار برای کسب مدال تلاش می کند و حاضر است برای رسیدن به پیروزی، هر دستوری را انجام دهد. در هر حال، برای رسیدن به معنویت، انجام حداقلی از امور لازم است تا نتیجه حاصل شود، و این حداقل فرایض، ستون فقرات دین است که دین بدون آن ها کم کم فرومی پاشد، و مسیحیت در غرب هم اکنون دچار چنین سرنوشتی شده است. دینی را که اناجیل و متون مقدّس کنونی مسیحیت ارائه می دهند بیشتر مطالبی نظری هستند و در دین مسیحیت، دستورالعمل های جزئی و دقیقی برای چگونه زیستن وجود ندارند.

زینب (کلارا)لانتسل با اشاره به نگاه مسیحیت فعلی به خانواده گفت:یک مسیحی مؤمن اگر بخواهد به جای دِیر و کلیسا در اجتماع و خانواده زندگی کند با مشکلات خاصی روبه روست؛ زیرا نگاه این دین به اصل زندگی متأهّلی و روابط زناشویی مثبت نیست و تأکید مسیحیت بیشتر بر تجرّد و انزواست.

اگر یک مسیحی بخواهد برای درس خواندن و تحصیل مسافرت کند و یا در مقام تربیت فرزند واقع شود و یا در سایر عرصه های عملی زندگی قرار گیرد، در آموزه ها و گزاره های درون دینی متون مقدّس مسیحیت، نمی تواند احکام عملی خاصی راجع به دقایق این امور به دست آورد.

ولی در آیین تشیّع، این ویژگی منحصر به فرد وجود دارد که به صورتی بسیار دقیق، درباره همه مسائل و حیطه های جزئی زندگی انسان احکامی وارد شده اند. البته ناگفته نماند که این دستورالعمل ها واجب نیستند و هر کس بنا به میزان انگیزه و شوق خود، مختار است آن ها را انجام دهد اما برای همه ابعاد اندیشه و عمل، پیشنهاداتی وجود دارند.

برای مثال، حتی برای نحوه اندیشیدن، که اکنون به عنوان «تکنولوژی فکر» مطرح است و تازه علمیّت آن در علم روان شناسی کشف شده، دستورالعمل های ویژه و مدوّنی در شریعت مستغنی تشیّع وجود دارند.

شاید بتوان ادعا کرد که این نکته از ویژگی های منحصر به فرد تشیّع است و حتی سایر مذاهبِ درون دینی اسلام به خاطر اکتفا نمودن به سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و محرومیت از سنّت معصومان علیهم السلام ، واجد چنین شریعت غنی و گسترده ای نیستند.

مسلّم است آیینی که می تواند در تمامی لحظه های زندگی عملی انسان حضور داشته باشد و با عقل و منطق هماهنگ باشد، جلوی احساس تنهایی و پوچی انسان را در دنیا می گیرد. ناگفته نماند که این احساس و بخصوص بی تفاوتی نسبت به همه چیز، در بین جوانان اتریشی خیلی زیاد است.

این بانوی تازه مسلمان اروپایی در ادامه افزود:اگر در اناجیل و متون دینی مسیحیت بر مهرورزی و گذشت تأکید می شود، قالب دقیق چگونگی این توصیه ها بیان نمی گردد و افراد ممکن است در مرحله عمل و اجرای این توصیه ها به جهالت دچار شوند.

در اتریش، فرق ظاهری یک کاتولیک معتقد با یک شهروند غیرمعتقد، به حضور او در کلیسا در روز یکشنبه و یا بعضی مواقع دیگر است و نمی توان در عمل، فرق چندانی بین ایشان گذاشت. ولی مطلبی که حایز اهمیت است این است که اگر یک فرد شیعه به صورت بسیار جدّی اهل عمل به همه دستورات دینی، اعم از واجب و مستحب و مکروه و حرام باشد، حتی در بیشتر اعمال روزمرّه و عادی زندگی خود نیز می تواند به صورتی متفاوت عمل کند و حتی اگر بخواهد و انگیزه داشته باشد، برای نحوه غذا خوردن و توفیق بیشتر در استفاده از امکانات نیز چندین دستورالعمل وجود دارند.

زینب لانتسل در پایان گفت: در غرب، عمل کردن به شریعتی که در جای جای زندگی روزمرّه حضور دارد دشوار است، ولی در این دشواری ها، حضور خداوند تجربه می شود و حس تقرّب و ارتباط و محبت به او در عمل ظاهر می گردد. در شریعت مقدّس علوی و محمّدی صلی الله علیه و آله، حرکت به سوی کمال و معنویت با بجای آوردن احکام شرع و عبودیت آغاز می شود و «عمل به شریعت» نقطه آغاز سیر و سلوک عارفانه است.

در مذهب تشیّع، هرچند ارکان مسلمانی «محبت و معرفت به خدا و پیامبر و فاطمه زهرا و دوازده معصوم علیهم السلام » هستند، ولی شریعت و التزام به آن سبب می شود که یک شیعه به درجات اخلاص و معرفت نایل آید.

بنابراین، در عرفان شیعی، به دست آوردن «حقیقت» از «عمل به شریعت» جدا نیست. به همین دلیل، بعضی از محققان «شریعت» و «طریقت» و «حقیقت» را لایه های این دین می دانند. در مذهب تشیّع، محبت به خدا و محمّد و آل محمد علیهم السلام از راه اجرای اعمال شرع تعریف می شود و انسان بدون بجای آوردن فرایض و مستحبات فقه شیعی نمی تواند در وادی محبت و اعتقاد و ایمان و عرفان، ثابت قدم بماند.

منبع: جهان

شهید کاوه به روایت همسرش

نویسنده محمد هاشم نعمت الهی در شهریور ۹م, ۱۳۸۹
گفتگو با فاطمه عمادالاسلامی همسر شهید محمود کاوه
شهید کاوه به روایت همسرش

خبرگزاری فارس: همسر شهید محمود کاوه در خاطراتش می گوید: خطبه عقد را امام برامان خواند. آقای آشتیانی رفت نزدیک امام و گفت: دامادمان آقای کاوه ست. محمود کاوه. می شناسیدشان که؟ امام نگاهش کرد و لبخند زد، سرش را گرفت طرف آسمان، چیزی زیرلب زمزمه کرد که به دعا می مانست.

**از محمود کاوه گفتن سخت است. سردار، آفتابی بود که به دل کردستان گرمی می بخشید.

*عمادالاسلامی: در بحبوحه ای که بریدن سر پاسدار مجوز ورود بهشت دژخیمان کوردلی بود که با خیال خام خود رعب و وحشت را در کردستان مظلوم ایجاد کرده بودند سرداری آمد که عطوفت، مهربانی و دلاوری اش زبانزد کردها شده بود از کاوه گفتن از بی قراری اش، از نگرانی و دلواپسی اش برای کردستان سخت است. برای بهتر شناختن کاوه به مشهد خیابان مطهری رفتم تا همسرش، فاطمه عمادالاسلامی، را از نزدیک ببینم. حاصل دیدار ما گفت و گویی بود که در ذیل می خوانید.

** از آشنایی تان با آقا محمود برای ما بگویید؟

*عمادالاسلامی: آقا محمود را از دو سال قبل از خواستگاری می شناختم. چون مددکار سپاه بودم و برای سرکشی به خانواده های رزمنده و شهدا می رفتم به منزل کاوه هم سر می زدم. مادرش گله می کرد که محمود نه تلفن می زند و نه مرخصی می آید. همین رفت و آمدها و بخصوص خواهر بزرگش که مدتی همکار ما بود زمینه ای برای آشنایی بیشتر خانواده آنها شد و بالاخره به خواستگاری آمدند.

**خانواده با این ازدواج موافق بودند؟

*عمادالاسلامی: بله، چون من شرط کرده بودم که هر خواستگاری که در خانه را زد از همان دم در بپرسند پاسدار است یا نه؟ بنده خدا، مادرم می دانست که دخترش جز با سپاهی ازدواج نخواهد کرد برای همین این زحمت را تقبل کرده بود.

**چرا سپاهی؟

*عمادالاسلامی: زیرا سپاهی و بعد آقا محمود، از همان ابتدا برای من حالت مرادبودن را داشت.

** این مراد بودن تا چه مراحی از زندگی ادامه داشت؟

*عمادالاسلامی: از همان ابتدای زندگی مشترک تا حتی بعد از شهادتش، هنوز هم هست البته بعد از رفتنش خیلی جاها کم آوردم. برای همین شال و کلاه می کردم و می رفتم سرمزارش. تنها، می نشستم کنار شمع هایی که روشن کرده بودم، می گفتم: فقط خودت برام مانده ای کمکم کن، محمود. به دادم برس، باورتان می شود اگر بگویم می آمد توی خوابم می گفت باید چکار کنم؟ برای خودم هم یادآوری اش سخت است. اما می آمد، خندان می آمد. می گفت: باز چی شده، فاطمه؟

**کی آقا محمود به خواستگاری شما آمد؟

*عمادالاسلامی: خوب یادمه، طرح جهادی کمک به کشاورزان و روستاییان را می گذراندیم که خبر دادند آقا محمود فردا می خواهد به خواستگاری بیاید. من آن روز با یکی دیگر از خواهران سپاهی برای خوشه چینی به یکی از روستاهای قوچان رفته بودیم آن روز قرار شد زودتر به خانه برگردم ماشین بین راه خراب شد. تقریبا بیش از یکساعت طول کشید تا ماشین درست شود وقتی به خانه رفتم دیدم مادر و خواهرانم مضطرب و ناراحتند از این که دیرآمدم، جریان را گفتم. مادرم گفت: آقا محمود یکساعت است که نشسته و کلی معطل شده. به اتاق رفتم بعد از دقایقی خانمها بیرون رفتند و من و محمود تنها شدیم تا حرف بزنیم.

** برای اولین بار بود که آقا محمود را می دیدید؟

*عمادالاسلامی: بله اولین ملاقات و دیدار ما بود. من هم که آنقدر خجالت می کشیدم و خودم را تو چادر پیچانده بودم و به گلهای قالی خیره شده بودم حتی نگاهش هم نکردم.

**از اولین جمله هایی که رد و بدل شد چیزی به یاد دارید؟

*عمادالاسلامی: بین ما سکوت بود تا اینکه آقا محمود گفت: می خواهم دینم کامل شود و قصد من این است ازدواج کنم تا شهید بشوم.

**این اولین دیدار با چه نتیجه ای تمام شد؟

*عمادالاسلامی: همیشه آرزویم این بود که با یک سید ازدواج کنم. شاکی بودم از این که محمود سید نبود و من عروس حضرت فاطمه (س) نشده بودم. آن روز گذشت و من شبش فکر کردم که فردا برای خرید و مراسم عقد چه کنم که روز بعد فهمیدم آقا محمود همان شب به کردستان رفته تا هشت ماه از او خبری نشد. حالا می فهمیدم مادرش چه می کشد ناغافل، بدون خداحافظی می گذاشت و می رفت.

** تلفن هم نزد؟

*عمادالاسلامی: از منطقه جنگی به خانه زنگ زده بود که نمی توانم زیاد بمانم. جشن عروسی را راه بیندازید تا من زود بیایم و زود هم برگردم. آمد و گفت می خواهم بروم تهران،‌می آیی تو هم؟ من خندیدم. گفت: پس بنویس به حساب ماه عسل. خطبه عقد را امام برامان خواند. آقای آشتیانی رفت نزدیک امام و گفت: دامادمان آقای کاوه ست. محمود کاوه. می شناسیدشان که؟ امام نگاهش کرد و لبخند زد، سرش را گرفت طرف آسمان، چیزی زیرلب زمزمه کرد که به دعا می مانست. یک قرآن با خودمان برده بودیم امام امضایش کرد. هنوز یادگار نگه اش داشته ام.

**از زندگی مشترکتان بگویید؟

*عمادالاسلامی: ببینید، محمود بی قرار بود، بی قرار کردستان. طوری که بعد از جماران من و خانواده اش را به خانه یکی از آشناهایش برد. با این قول که “زود برمی گردم. ” زود برنگشت فرداش که آمد گفت: “باید بروم کردستان. “

**از روزها یا لحظاتی که با آقا محمود روزگار گذراندید بگویید؟

*عمادالاسلامی: در طول سه سالی که با هم بودیم شاید صد روز در کنار هم نبودیم تازه برای هر روز فقط یک تا دو ساعت در خانه بود که اتاق را هم مقر فرماندهی کرده بود. به منطقه تلفن می زد یا نیرو جمع می کرد، متن سخنرانی را آماده می کرد و یا دوستانش را می دید حتی موقع خواب هم آرامش نداشت. کلاش را مسلح بالای سرش می گذاشت چون منافقین در شهر شب نامه پخش می کردند و برای ترور محمود لحظه شماری می کردند.
لحظه ای هم که می خواست بخوابد می گفت: من این جا راحت توی این جای گرم و نرم خوابیده ام و بچه ها الان توی سرمای سنگرهای کردستان خواب شان نمی برد. بلند می شد و اشک هایش را پاک می کرد انگار تقدیر هم به بی قراری اش عادت کرده بود از قضا تلفن زنگ می خورد. محمود هم خوشحال می گفت می خواهم بروم کردستان، همین امشب. بعد هم می گفت: مرا ببخش که مردخانه نیستم.

**درباره مسوولیتش در کردستان حرفی هم می زد؟

*عمادالاسلامی: اصلا، هروقت هم سوال می کردم اخم می کرد و حرف را عوض می کرد. حرفهایی را هم که با تلفن می زد رمزی می گفت.

**کنار آمدن با همچون روحیه ای برایتان سخت نبود؟

*عمادالاسلامی: روز اول گفت: می توانید با همچین آدمی بسازید؟ گفته بود من زندگیم روی دوشم است. تا وقتی جنگ است من هم هستم. اگر آمدم زنگ در خانه تان را زدم می دانستم آمده ام خواستگاری کسی که از خودمان است می داند دارد چی کار می کند. خواهش می کنم خوب فکر کنید. نمی خواهم اسیر احساسات بشوید. “

**از تولد دخترتان، زهرا بگویید؟

*عمادالاسلامی: بهش گفتم این دفعه را قول بده زود برگردی، لااقل به خاطر مسافرمان.
گفت: می خواهی ریش گرو بگذارم؟
گفتم: اگر نیامدی چی؟
گفت: هرچی دلت خواست بگو. یا نه، هرچی دلت خواست بگیر مرا بزن. خوب است؟ خندیدم و گفتم: تو هم با این اداهات.
گفت: من هم زرنگم. یک چیزهایی می گویم که می دانم دلت نمی آید بش عمل کنی.
زهرا متولد شد و او نیامد، هرچه به در نگاه کردم نیامد. آن قدر حرص خورده بودم که شیرم داشت خشک می شد، حوصله نداشتم بیش تر از این صبر کنم. سه ماه بود که زهرا متولد شده بود، نه تلفنی نه نامه یی نه چیزی، رفتم هرجوری بود با تلفن گیرش آوردم. گفتم: این بود قولت؟
گفت: خدا مرا بکشد که زدم زیر قولم.
گفتم: زنگ نزدم این را بشنوم. فردا ظهر باید این جا باشی.
متعجب گفت: مشهد؟
گفتم: همین که گفتم.

**آقا محمود آمد؟

*عمادالاسلامی: بله، در کمال ناباوری آمد. و صورت بچه را بوسید و گفت: “اسمش را چی گذاشتی؟ گفتم: همان که تو پیشنهاد دادی، گفت: زهرا؟ بعد بچه را بوسید و گفت: حیف که بابا کار دارد وگرنه همین جا درسته می خوردمت. بعد بچه را گذاشت توی بغلم و گفت: اگر یک چیزی بگویم دعوام نمی کنی؟

**حتما باز بی قرار رفتن شده بود؟

*عمادالاسلامی: بله، گفتم برو. همین که تا این جا آمدی خیلی چیزها دستگیرم شد. حالا هم برو. برو به کارت برس.

**با شهادتش چگونه کنار آمدی؟

*عمادالاسلامی: با رفتارش ما را برای چنین روزی تقریبا آماده کرده بود ، وهر لحظه انتظار چنین روزی را داشتیم، می دانستیم که محمود بی قرار رفتن است.

منبع: فارس

کتاب پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده منتشر شد

نویسنده محمد هاشم نعمت الهی در شهریور ۸م, ۱۳۸۹

از مجموعه کتاب های پرسمان قرآنی؛
کتاب پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده منتشر شد

خبرگزاری رسا ـ کتاب پرسمان قرآنی«ازدواج و خانواده»، گردآوری شده از سوی محمد رضا حسین زاده، از سوی نشر جمال منتشر و در هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن عرضه شد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب پرسمان قرآنی«ازدواج و خانواده»، گردآوری شده از سوی محمد رضا حسین زاده، از سوی نشر جمال منتشر شد.

بر اساس این گزارش، ازدواج و خانواده، یکی از کتاب های مجموعه پرسمان قرآنی است و در یک مقدمه، پیشگفتار و هفت فصل به همت مرکز فرهنگ و معارف قرآن تهیه شده است.

ضرورت ها و اهداف ازدواج، محرم ها و نامحرم ها، همسر گزینی، خواستگاری، عقد و عروسی، حقوق خانواده، عوامل استحکام کانون خانواده و ازدواج مجدد در قرآن سر فصل های این کتاب را در بر می گیرد.

در فصل نخست، مؤلف به پرسش هایی درباره ازدواج و فزونی روزی، ازدواج آسان، ترک ازدواج به خاطر عشق به خداوند، فقر و نبود امکانات، اهداف و ره آوردهای ازدواج، ترک ازدواج و گناه های پیشین و حکم ازدواج پرداخته است.

فصل دوم و سوم دربردارنده پرسش هایی درباره محارم نسبی، محارم سببی، محارم رضایی، فرزند خوانده، مسأله محصنات در قرآن، معیارهای همسر مناسب، اعتدال در معیارها، اختیاری بودن ازدواج و راه های شناخت همسر مناسب است.

در فصل چهارم، خواستگاری، ازدواج آسان، نقش و وظیفه والدین، دولت اسلامی و یاری، شادی کردن در عروسی، پرهیز از شرکت در مراسم گناه آلود، موسیقی در ازدواج و زناشویی بررسی شده است.

حقوق مرد بر زن، حدود اطاعت زن از شوهر، حقوق زن بر شوهر، حقوق متقابل زن و شوهر، حقوق والدین در خانواده، حقوق فرزندان و بستگان، بخشی از پرسش ها و پاسخ هایی است که در فصل پنجم گردآوری شده است.

در فصل پنجم به پرسش هایی در خصوص رعایت اخلاق اسلامی، عمل به وظایف، کمک کردن در امور خانه، نقش زن در استحکام خانواده،‌دوری از چشم و هم چشمی، عکس العمل مرد در برابر نشوز زن و تعلیم و تربیت در مهد خانواده پاسخ گفته شده است.

همچنین در فصل هفتم کتاب چند همسری و فلسفه آن، ازدواج پس از وفات و طلاق، ارث در خانواده، ارث زن در قرآن، تصرف ارث زن و تفاوت ارث زن و مرد مورد بررسی قرار گرفته و به پرسش هایی در این زمینه پاسخ داده شده است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم: ارتباط ازدواج با توسعه یافتن شخصیت فرد، انکار ناپذیر است؛ زیرا پس از ازدواج نخستین مرحله خروج از خود طبیعی فردی«من» و تبدیل به«ما» شدن است.

پرسش هایی مطرح شده در این کتاب، پرسش هایی است که از متن جامعه برخاسته و حاصل ده سال تلاش گروه پاسخ دهی به پرسش های قرآنی مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی است.

این پرسش ها که از میان شصت هزار پرسش کتبی و هزاران پرسش تلفنی، حضوری و اینترنتی ارسالی از دویست شهر سراسر کشور گردآوری شده است می تواند نمایانگر شبهات و سؤالهای اعتقادی رایج عصر ما باشد.

یادآوری می شود، چاپ نخست کتاب«پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده» گردآوری شده از سوی محمد رضا حسین زاده، در شمارگان ۳۰۰۰ نسخه، بهای ۲۵۰۰ تومان از سوی نشر جمال منتشر شد.

علاقه مندان به تهیه این کتاب می توانند به پایگاه اینترنتی نشر جمال به نشانی www.jamalnashr.ir مراجعه یا به غرفه نشر جمال(۲۰۱) در هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم مراجعه کنند./۹۱۹/ن۶۰۱/ع

حکمت چهارم: صبر٬ زهد٬ تقوا

نویسنده محمد هاشم نعمت الهی در شهریور ۸م, ۱۳۸۹

حکمت های نهج البلاغه

حکمت چهارم: صبر٬ زهد٬ تقوا

قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ:« الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرینُ الرِّضى.»

حضرت علی علیه السلام که درود و سلام خداوند بر او باد فرمود: ناتوانى آفت، پایدارى شجاعت، زهد در دنیا ثـروت، و پاکدامنى سپر از بلاست. و رضا به قضا همنشینى نیکوست»

Http://www.atregoleyas.net

atregoleyas@gmail.com


کپی رایت پايگاه اطلاع رساني عطر گل ياس. قدرت گرفته از وردپرس طراحی از پوسته های وردپرس ترجمه از متابلاگ